السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

229

تفسير الميزان ( فارسي )

غير اينها از آيات بسيارى ديگر استفاده مىشود كه اهل ضلال هيچوقت از اوليايشان جدا نمىشوند ، و لازمه اين سخن آن است كه روز قيامت ايشان به اتفاق پيشوايان خود فرا خوانده مىشوند . علاوه بر اين كلمه « بامامهم » مطلق است ، و مقيد به امام حق كه خدا او را هادى به امر خود قرارش داده باشد نشده ، و مقتداى ضلالت عين مقتداى هدايت امام خوانده شده و سياق ذيل آيه و آيه دومى هم مشعر بر اين است كه امامى كه روز قيامت خوانده مىشود آن كسى است كه مردم او را امام خود گرفته باشند و به او اقتداء كرده باشند . نه آن كس كه خداوند به امامتش برگزيده باشد ، و براى هدايت به امرش انتخاب كرده باشد ، چه اينكه مردم هم او را پيروى كرده باشند و يا كنارش زده باشند . پس ظاهر اين مىشود كه مراد از امام هر طائفه ، آن كسى است كه مردم به پيشواييش تن در داده باشند ، حال چه اينكه امام حق باشد و چه امام باطل . و چنين نيست كه بعضى پنداشته‌اند كه روز قيامت مردم به اسم امامشان خوانده شوند ، مثلا گفته شود « اى امت ابراهيم » و « اى آل فرعون » و « اى آل فلان » ، براى اينكه اين معنا با ظاهر آيه نمىسازد ، آيه شريفه نتيجه و فرع جمله * ( « نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ » ) * را ، اين دو جمله : يعنى جمله * ( « فَمَنْ أُوتِيَ كِتابَه بِيَمِينِه » ) * و جمله * ( « وَمَنْ كانَ فِي هذِه أَعْمى . . . » ) * قرار داده ، و اگر دعوت به امام معنايش آن باشد نتيجه بودن آن دو جمله فرع براى جمله دعوت به امام روشن نيست ، چه ربطى هست ميان اينكه مردم را به اسم امامشان بخوانند ، و ميان به دست راست دادن نامه عمل ، و يا به كورى در دنيا و آخرت . به خلاف اينكه مراد از « دعوت » را - به طورى كه از سياق برمىآيد احضار بگيريم كه هر طائفه اى با پيشواى خودشان احضار شده و هر كه به امام حقى اقتداء كرده و نامه عملش را به دست راستش مىدهند ، و هر كه از معرفت امام حق در دنيا كور بوده ، در آنجا هم كور خواهد بود ، اين آن معنايى است كه از تدبر و دقت در آيه به دست مىآيد . البته مفسرين در تفسير « امام » در آيه مورد بحث نظرات مختلفى دارند . بعضى « 1 » گفته‌اند كه مراد از « امام » كتابى است كه از آن پيروى شده است ، مانند تورات ، انجيل و قرآن ، روز قيامت مردم به اسم كتابشان خوانده شوند مثلا گفته مىشود : اى

--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 4 ، جزء 15 ، ص 77 .